گونه های گیاهان بومی برای منظرسازی فضای شهری

5481

متأسفانه در منظرسازی های مرسوم شهری توجه عمده طراحان به تعدادی گونه گیاهی محدود آن هم غیربومی بوده است که استقرار و نگهداری آن ها هزینه زیادی را بر دوش مدیریت شهری تحمیل می کند. جایگزین کردن گیاهان بومی و سازگار به جای گونه های خارجی زمینه را برای شکل دهی منظرهای طبیعی فراهم می کند. گیاهان عرصه های طبیعی علاوه بر زیبایی ذاتی، از نظر شکل، رنگ، ابعاد و اندازه، زمان گلدهی، میوه و بذر تنوع زیادی دارند به طوری که تلفیق مجموعه های گیاهی باعث بهبود کیفی مناظر فضای سبز می شود.

استفاده از گیاهان غیر سازگار که معمولاً دارای نیاز آبی غیرهماهنگ با آب قابل دسترس هستند، در ایجاد فضای سبز، کاری نادرست و شاید غیر ضروری بوده و با توجه به مصرف آب دشوار است. اصطلاح سازگاری در اکولوژی یک اصطلاح زیست شناختی است. به این معنا که گونه گیاهی در یک شرایط رویشگاهی که دارای اقلیم خاصی بوده است بتواند دوره ی زندگی خود را طی کرده و به طور طبیعی زادآوری کند. مبتنی بر این تعریف، گونه های بومی سازگارترین گیاهان به منطقه رویشی خود هستند و توان رویش این گیاهان منطبق بر شرایط اقلیمی و محیطی منطقه بوده و بدون محدودیت اتفاق می افتد.

ایجاد و طراحی فضای سبز، پارک و باغ در شهرها و مناطق پیرامونی آن به منظور گسترش چشم اندازهای مناسب، ایجاد آرامش روانی شهروندان، بهبود کیفیت هوا، کاهش آلودگی صوتی، جلوگیری از آثار نامطلوب زندگی ماشینی یکی از با ارزش ترین اقدامات سالم سازی و طبیعی تر جلوه دادن محیط زندگی انسان است که خود ممد حیات و مفرح ذات است. احداث فضای سبز به ویژه در شهرهایی که آب و هوا و طبیعت خشک دارند و از سرسبزی و هوای سالم برخوردار نیستند و آلودگی هوای تنفسی و آلودگی صوتی سلامت شهرنشینان را تهدید می کند، از الزامات مدیریت شهری است. پارک و فضای سبز باید در راستای ضروریات زندگی شهری، پاسخ به انتظارات شهرنشینان و تامین الگوهای با ارزش معنی دار زندگی بر اساس مفاهیم فرهنگ ملی جامعه صورت گیرد.

دلایل مختلفی برای استفاده از گیاهان بومی وجود دارد که عبارتند از :

۱ . اکوتیپ محلی گیاهان بومی، شاید برای هزاران سال است که شرایط زندگی این گیاهان با منطقه سازگار شده و با شرایط اقلیمی منطقه تکامل یافته اند.

۲ . جلوگیری از هدر رفت آب های سطحی

۳ . کنترل فرسایش خاک

۴ . نیاز به نگهداری کمتر

۵ . ایجاد زیستگاه حیات وحش

۶ . هزینه کمتر، مقاومت به آفات و بیماری

۷ . برای زیبایی و جذب پروانه ها و پرندگان

در هیچ یک از کلان شهرهای کشور، به دلیل مشکلات مربوط به مدیریت، نگهداری و کمبود شدید منابع آب، امکان توسعه فضای سبز در حد استانداردهای مطلوب جهانی وجود ندارد. این در حالی است که در کشوری مانند ایران که زادگاه چمن و چمن کاری است، می توان با رعایت نکات فنی، گزینش گونه هایی از گیاهان بومی مقاوم به خشکی و مدیریت صحیح از این گیاهان سودمند بهره برد. از این رو شناسایی گراس های بومی هر منطقه که پتانسیل استفاده به عنوان چمن را دارند و جایگزینی آنها با گونه های رایج چمن که نیاز آبی زیادی دارند، یکی از روش های کاهش نیاز به آب در مکان های چمن کاری شده است.

گیاهان بومی

شکل ۱ . گیاهان بومی

پیشنهاد مطالعه : بررسی آلودگی آب های زیرزمینی و جلوگیری از آن

از طرف دیگر، بسیاری از گونه های چمنی متداول در فضای سبز، به مدیریت قوی برای نگهداری نیاز دارند و حتی ممکن است تحت شرایط تنش به سرعت از بین بروند، اما گونه های بومی قادرند در مواجهه با بسیاری از تنش های محیطی، تحمل خوبی از خود نشان دهند. “علف گندمی”  و “برومتوس” از جمله گراس های بومی ایران اند که در مراتع و بخش های مرکزی ایران به وفور یافت می شوند. “علف گندمی” گیاهی با عمر طولانی، مقاوم به خشکی و سرما با سامانه ریشه ای گسترده است و دو گونه معروف آن Agropyron cristatum و Agropyrondesertorum است. گونه A.cristatum کوتاه تر، متراکم تر و دارای بافت ریزتر است و رشد آهسته تری نسبت به سایر علف های گندمی دارد. این گیاه به عنوان گیاهی دائمی با مناطق سرد به خوبی سازگار شده است، اما با وجود مقاومت به خشکی، در برابر دمای زیاد مقاوم نیست. گونه A. Desertorum رشد بیشتر و تراکم کمتری نسبت به گونه A. cristatum دارد و گونه خشن تری نیز محسوب می شود. “علف گندمی” در انواع خاک به غیر از خاک های رسی سنگین یا شنی، به خوبی رشد می کند و تا حدودی نسبت به خاک قلیایی مقاوم است. “بروموس” گونه ای کم تراکم با بافتی خشن است. از این گونه نیز در برخی موارد به عنوان چمن استفاده می شود و در مناطقی نظیر کنار جاده ها که به نگهداری کمی نیاز دارند کشت می شود. این گونه، گرما را به خوبی تحمل می کند و رشد سریعی در بهار و پاییز دارد، اما ترافیک سنگین را نمی تواند تحمل کند و در شرایط تنش شدید خشکی و گرما، به خواب می رود. این دو گونه برای استفاده به عنوان چمن مطرح شده اند، اما کاشت آنها در حال حاضر متداول نیست.

گیاهان بومی

شکل ۲ . گونه ای از گیاهان بومی

کیفیت ظاهری چمن برحسب میزان زیبایی آن تعریف می شود. عوامل اصلی کیفیت ظاهری چمن، یکنواختی، تراکم، بافت، نحوۀ رشد، نرمی و لطافت و رنگ اند که در بین آنها تراکم، رنگ و بافت اهمیت بیشتری دارند. تراکم یکی از اجزای مهم کیفیت چمن است که برحسب گونه و رقم، شرایط آب و هوایی و چگونگی کشت متفاوت است.

تراکم زیاد چمن، صفتی مطلوب برای آن محسوب می شود. کود دهی مناسب، کوتاه کردن چمن و آبیاری مناسب می تواند سبب افزایش تراکم شود. تراکم را می توان از طریق شمارش تعداد ساقه ها یا برگ ها در واحد سطح اندازه گیری کرد. رنگ، میزان نور منعکس شده از چمن است. گونه ها  و ارقام مختلف از نظر رنگ، متفاوت و از سبز روشن تا سبز بسیار تیره متنوع اند. روش های مختلفی برای تعیین رنگ پیشنهاد و استفاده شده است. یکی از روش ها، روش مشاهده ای است که اساس آن، نمره دهی به رنگ چمن است و هنوز جزء متداول ترین روش های اندازه گیری رنگ چمن و به دنبال آن کیفیت چمن است. به طوری که چمن هایی با امتیاز رنگ بیشتر از ۶، جزء چمن های با کیفیت از نظر رنگ محسوب می شوند.

پروژه های جنگل کاری در سال های اخیر، با توجه به اهمیت زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی، رشد فزاینده ای داشته و به صورت یک فعالیت عمرانی و توسعه در سطح بین الملل مطرح گردیده است. با توجه به این موضوع ارزیابی این جنگل کاری ها برای تعیین میزان موفقیت آن ها و همچنین انتخاب گونه های سازگار و مناسب با توجه به اهداف مختلف کاشت برای جنگل کاری های آتی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. انتخاب گونه در یک طرح جنگل کاری از اهم مسائلی است که در موفقیت یا شکست طرح نقش اساسی را ایفا می کند. از این رو لازم است تا عوامل مختلفی که در این زمینه مؤثرند به طور دقیق مورد بررسی قرار گیرند. از طرف دیگر، افزایش جمعیت و تقاضای چوب از یک طرف و تخریب عرصه های جنگلی و کند رشد بودن اکثر گونه های جنگلی کشور، اهمیت و جایگاه فعالیت های جنگل کاری را به خوبی روشن می سازد در این میان استفاده از گونه های بومی و سازگار با منطقه باعث بالا بردن پتانسیل تولید در مدت زمان کوتاه و کاهش بهره برداری چوب از جنگل های طبیعی می گردد.

جنگل های زاگرس جزو مهم ترین بوم سازگان های جنگلی کشور به لحاظ بوم شناختی و اقتصادی هستند. این جنگل ها در بیشتر مناطق با جای دادن جمعیت زیادی در خود به یک منبع حیاتی برای گذران زندگی تبدیل شده اند. در این منطقه تعامل با جنگل در چارچوب جنگل داری سنتی در راستای دو هدف عمده تغذیه دام (تأمین علوفه و چرا) و برداشت چوب قرار دارد. یکی از راهکارهای کاهش فشار وارده به جنگل های طبیعی در این منطقه جنگل کاری به منظور تأمین نیاز چوبی ساکنین این مناطق است. با توجه به موقعیت خاص جنگل های زاگرس می توان با ارائه الگوی مناسب کاشت گونه های سازگار به روش های مناسب کاشت درختان در عرصه های جنگلی دست یافت به طوری که کمترین هزینه نگهداری و احداث را داشته باشد. اما اساسی ترین مشکل در این مناطق، مسأله انتخاب گونه در رابطه با اهداف متعدد جنگل کاری ها می باشد.

منابع :

۱ . مقاله ی ارزیابی قابلیت استفادۀ کاربردی از دو گونه گراس بومی ایران از الهام مصطفائی و همکاران

۲ . مقاله ی بررسی اهلی سازی و استقرار گونه مرتعی بومی ملیکا از الهام نصرآبادی و همکاران

۳ . مقاله ی انتخاب بهترین گونه به منظور جنگل کاری در جنگل های زاگرس جنوبی از مریم فضل الهی محمدی و همکاران

مطالعه بیشتر